۱۵۰ اصطلاح ضروری برای نمره ۷ رایتینگ آیلتس ۲۰۲۱

آموزشگاه زبان ایران آکسفورد در تازه ترین بررسی ها از حدود ۴۰۰ داوطلب آیلتس در سال های اخیر به مشکل اصلی افراد در نگرفتن نمره ۷ آیلتس پی برده است. یکی از مهم ترین کارهایی که افراد باید انجام دهند دانستن کلمات مناسب برای نوشتن به شکل ها متنوع است. در اصل دلیل اصلی که این روزها افراد نمی توانند نمره ۷ رایتینگ را کسب کنند این است که در سال های گذشته مرتبا به آنها گفته شده و آموزش داده شده است که با حفظ کردن برخی قالب ها می توانند نمره مورد نظر خود را کسب کنند.

چیزی که British Council و IDP بعد از سال ۲۰۱۶ به سختی با آن مخالفت کرده اند و تاکید را بر روی خلاقیت و اصالت متن شما می دانند. یعنی دیگر حفظ کردن یک سری قالب و انتقال آن در جلسه آزمون (کاری که خیلی از موسسه های آن را انجام می دهند) دیگر موثر نیست. پس به جای حفظ کردن چند قالب محدود از ذهن خود استفاده کنید، ۱۵۰ اصطلاح ضروری برای نمره ۷ رایتینگ آیلتس برای همه شرایط را یاد بگیرید و به راحتی نمره ۷+ را کسب کنید.

150 اصطلاح ضروری برای نمره 7 رایتینگ آیلتس
۱۵۰ اصطلاح ضروری برای نمره ۷ رایتینگ آیلتس

بیایید ۱۵۰ اصطلاح ضروری برای نمره ۷ رایتینگ آیلتس را شروع کنیم

As for

– در ارتباط با، در مورد

“و اما من، فکر می کنم که الان برگردم خونه.”

As if

– به روش مشابهی که چیزی خواهد بود، طوری که

طعم آن نوشیدنی طوریه که انگار با آب پرتقال درست شده. طوری به نظر می‌رسید که گویی همه ی شهر به کنسرت اومده بود.

As long as

– مشروط بر اینکه، به شرطی که

“تا موقعی که تو قول بدی مراقب باشی می تونی ماشینم را قرض بگیری.”

As soon as

– درست بعد از چیزی

به محض اینکه شام خود را خوردم به دوستم تلفن زدم.

As to

– در ارتباط با، طبق

“در مورد سوال شما، من آن را فردا جواب می دهم.” بازیکنان با توجه به توانایی شان در گروه هایی قرار گرفتند.

As well

– به علاوه، همچنین

برنامه ی من اینه که این تابستان هم یک واحد کامپیوتر بردارم.

As well as

– علاوه بر

“لطفاً مایو به علاوه ی حوله ی خود را بیاور.”

Back and forth

– رد و بدل، اول به یک طریق و سپس به روشی دیگر

قبل از اینکه قاضی تصمیمی بگیرد بحث از سویی به سوی دیگر در جریان بود.

Better off

– بودن در موقعیتی بهتر از قبل

اگر دوست من ماشین قدیمی اش را می فروخت و یک ماشبن جدید می خرید وضعش بهتر بود.

بهترین آموزش آیلتس

اگر تازه می خواهید یادگیری آیلتس را شروع کنید، بهتر است قبل از هر چیز مطلب بالا را بخوانید.

اصطلاحاتی که هم برای رایتینگ و هم اسپیکینگ آیلتس بسیار مفید هستند

Break down (something)

– چیزی را به چند قسمت تقسیم کردن، چیزی را به اجزای ساده تری جدا کردن.

ما تلاش کردیم تا مشکل را به منظور مطالعه ی بعدی تقسیم بندی کنیم.

به محض اینکه شکر فرو رفت شروع‌کرد به تجزیه شدن.

Break up

– جدا شدن، تقسیم شدن به گروه ها یا قسمت ها، خاتمه دادن به چیزی

– هیچ کس نمی خواست گروه خود را تقسیم کند.

ما معمولاً در طول کلاس خود به گروه های کوچک تقسیم می شویم.

By the way

– ضمناً

“در ضمن، می توانی لطفاً فردا لپ تاپ خود را بیاوری.”

Carry out (something)

– اقدام به انجام کاری، اجرا کردن، انجام کاری

دانشمند می خواست قبل از بحث در مورد داروی جدید آزمایشات مختلفی انجام دهد.

Come on!

– لطفاً، عجله کن، سریع تر برو

“زود باش، من فقط چند دقیقه وقت دارم بعدش باید برم.” “لطفاً، این کارو نکن.”

Come up

– رویداد غیر منتظره

اگر کار دیگه ای پیش بیاد نمی توانم به مهمانی بروم.

Come up with (something)

– ایجاد یا پیدا کردن فکر/ایده/جواب

من تلاش کردم تا برای مجله ی جدید یه اسم پیدا کنم.

Deal with (something)

– سروکار داشتن با، اقدام کردن به چیزی

ما فردا می ریم سراغ جعبه ها.

End up (doing something or going somewhere)

– انجام کاری که شخص برای انجامش برنامه ریزی نکرده است، رفتن به جایی که شخص برای رفتنش برنامه ریزی نکرده است.

ما دیشب بعد از فیلم در نهایت سر از یک رستوران در آوردیم.

اصطلاحاتی که هم برای ایلتس آکادمیک و هم آیلتس جنرال مفید هستند

Figure out (someone or something)

– تلاش برای فهم شخص یا چیزی، حل چیزی

– من سرانجام متوجه شدم که چه طور از پخش کننده ی جدیدِ دی وی دی استفاده کنم.

Fill in (something)

– نوشتن لغات در فضاهای خالی

– “لطفاً این فرم را پر کنید و آن را به منشی تحویل دهید.”

Find out (something)

– یادگیری یا کشف چیزی

– مادرم از من عصبانیه چون متوجه شد که دیگه به کلاس فرانسوی نمی رم.

First of all

– اولین چیز

– اول از همه ما باغ را آماده کردیم و سپس دانه ها را کاشتیم.

For good

– همیشگی

– شهر هفته ی بعد استخر عمومی را برای همیشه خواهد بست.

For sure

– بدون شک، مسلماً به طور مطمئن

– “هفته ی بعد مطمئناً با تو به سینما می رم.”

Get back to (something)

– برگشت به چیزی

– خوشحال بودم که بعد از تعطیلات به سر کار برگشتم.

اصطلاحاتی که برای هر موضوع رایتیگ و اسپیکینگ مناسب هستند

Get into (something)

– علاقه مند شدن به یا دخیل شدن در چیزی

– من نمی خوام با دوستم بحث کنم.

ما فردا وارد جزئیات برنامه می شویم.

Get into (somewhere)

– وارد شدن به جایی

دوست من می خواد وارد یه دانشگاه خوب بشه.

همان طور که وارد ماشین می شدم به سرم ضربه خورد.

Get out of (somewhere)

– از جایی رفتن، از جایی فرار کردن

– می خوام عجله کنم و از خونه ام برم بیرون.

Get rid of (something)

– چیزی را دادن یا دور انداختن، فروختن یا از بین بردن چیزی، از بین بردن سرما یا تب

– من یه دستگاه تلویزیون جدید خریدم پس می خوام از شر اون قدیمیه خلاص بشم.

Get through (something)

– کامل کردن چیزی، به پایان رساندن چیزی

دوست من برای به پایان رساندن امتحاناتش با مشکل روبه رو شده.

این قدر مطلب برای خوندن دارم که باید قبل از فردا همرو کامل کنم.

Go ahead

– شروع به انجام کاری

“بیا الان شروع کنیم. دیگه نمی توانیم صبر کنیم.”

Go on

– ادامه دادن

بعد از اینکه ما بریم بازی احتمالاً تا یک ساعت ادامه داره.

Go over (something)

– بررسی یا دوره ی چیزی

حسابدار فردا کتاب ها را بررسی می کنه.

برنامه مان این است که فردا بریم سراغ اون سوال.

Go through (something)

– بحث کردن درباره ی چیزی، نگاه کردن به چیزی، انجام کاری

– معلم تصمیم گرفت قبل از امتحان تمرین ها را انجام بده.

Go with (something)

– انتخاب یک چیزی به جای دیگری

– ما تصمیم گرفتیم ماشین اجاره ایِ کوچک را به جای اون بزرگه انتخاب کنیم.

اصطلاحات عمومی تر برای رایتینگ و اسپیکینگ آیلتس

Hang out (somewhere/with someone)

– گذراندن زمان بدون هدف بزرگی، صرف اوقات فراغت با دوستان

– به تازگی دوست من با گروهی از کسانی وقت می گذراند که اثر خوبی روی او ندارند.

Have (something) to do with (something)

– درباره ی چیزی بودن، درباره ی موضوعی بودن، به چیزی مرتبط بودن

“کتاب درباره ی آشپزیه اما من مطمئن نیستم که دوستش داری یا نه.”

اون مشکل به من ربطی نداره.

– تا حد مخصوصی، کمی، یه جورایی

– من می خوام به رستوران جدید برم اما یه جورایی واقعاً اهمیت نمی دم.

In case

– اگر، اگر باید چیزی رخ دهد

– من چترم را می برم که اگه باران اومد داشته باشم.

In common

– با هم یا به طور مساوی به اشتراک گذاشتن، در استفاده یا مالکیتِ همه

من هیچ وجه اشتراکی با بقیه ی اعضای کلاس نداشتم.

In detail

– در اختیار گذشات همه ی جزئیات، یک به یک

– فروشنده درباره ی محصول جدید به طور جزئی توضیح داد.

In effect

– برای اهداف کاربردی، در اصل

– سکوت مرد در اصل روشی برای مخالفت با افراد دیگر در جلسه بود.

In fact

– در واقع، حقیقت این است.

– آن مرد قبلاً به چین رفته است. در واقع او سه دفعه به آنجا رفته است.

In favor of (someone or something)

– موافقت یا حمایت از کسی یا چیزی

– همه تحت حمایت رئیس پلیس جدید هستند.

شرکت من موافق نیست که برنامه ی تعطیلات را عوض کنیم.

اصطلاحات بسیار مهم در رایتینگ ایلتس

In general

– در اغلب موقعیت ها یا شرایط

– در مجموع، اغلب افراد در آپارتمان ما از مدیر جدید راضی هستند.

In order to

– به هدف

– آنها تصمیم گرفته اند تا مدرسه را در تابستان تعطیل کنند تا تعمیرات اساسی انجام شود.

In other words

– به روشی متفاوت (معمولاً مستقیم تر)

“به بیان دیگر، اگر شما تکالیف را تا چهارشنبه به پایان نرسانید این واحد را پاس نمی کنید.”

In place

– در محل یا منطقه ای مناسب

– وقتی برای جلسه حاضر شدیم همه چیز در اتاق در جای مناسب خود بود.

In some ways

– به روش یا حالتی نامشخص، به طریقی نامشخص

– به نوعی می دونم منظور دوستم چی بود و به طریقی ام نمی دونم.

In terms of (something)

– با توجه به، با در نظر گرفتن

با توجه به توافقمان با شرکتِ دیگر ما اجازه نداریم محصولات را آنلاین بفروشیم.

In time

– به قدر کافی زود

من به موقع به خانه نیامدم تا پسر خاله ام را ملاقات کنم.

Keep (someone or something) in mind

– به یاد داشتن و فکر کردن به کسی یا چیزی

من به همکارانم گفتم که زمان جدید شروع کار را به یاد داشته باشند.

Kind of

– تا حدی، کم و بیش، نسبتاً

دیشب وقتی رسیدم خونه نسبتاً خسته بودم.

دسته ای دیگر ازعبارات مفید آیلتس را ببنید:

امیدواریم خسته نشده باشید و برای دیدن ادامه این ۱۵۰ اصطلاح ضروری برای نمره ۷ رایتینگ آیلتس انرژی لازم را داشته باشید. 🙂

Look for (something)

– تلاش برای یافتن چیزی، به دنبال چیزی گشتن

دوستم کل صبح را به دنبال کارت اعتباری اش می گشت اما نمی تواند پیداش کنه.

Look up (something)

– در دیکشنری یا کتابی دیگر به دنبال چیزی گشتن

من در دفتر تلفن به دنبال اسم دوستم می گردم.

من در دیکشنری به دنبال آن لغت گشتم.

Make a difference

– باعث تغییری در موقعیت شدن

– اینکه رئیس ما به جلسه بیاد یا نه تفاوتی ایجاد نمی کنه.

عبارات مفید در برای ابراز عقیده در ایلتس

Make sense

– منطقی به نظر رسیدن

– پیشنهاد جدیدش واقعاً با عقل جور در میاد.

Make sure

– قطعی شدن، بنای چیزی بدون شک

– من می خوام مطمئن بشم که دوستم فردا مرا ملاقات می کنه.

More or less

– تا اندازه ای، تا حدی

– کم و بیش تصمیم گرفته ام سال بعد بازرگانی بخوانم.

No matter

– صرف نظر

– اهمیتی ندارد چه قدر سخت تلاش می کنم، معلم پیانوی من هرگز راضی نمی شه.

not at all

– مسلماً نه

– من اصلاً از کامپیوتر جدیدم راضی نیستم.

of course

– حتماً، مسلماً، به طور طبیعی

– “البته که اگر بخوای می توانی از ماشینم استفاده کنی.”

on the other hand

– با این حال، برخلاف، بررسیِ جنبه ی متضاد یک موضوع

– او خیلی باهوشه اما از طرف دیگر خیلی تنبله و همیشه توی مدرسه نمره های پایین می گیره.

on time

– در زمان برنامه ریزی شده، دقیقاً در زمان درست، به موقع

– قطارمان دقیقاً به موقع رسید.

once again

– دوباره، یک بار دیگر، باری دیگر

– یک بار دیگه تلاش کردم تا به رئیسم که در خانه بود زنگ بزنم.

open to (something)

– موافق بودن به یادگیری یا شنیدن درباره ی ایده ها یا پیشنهادات جدید

– بیشتر اعضای کلاش از ایده های معلم استقبال می کردند.

pick up (something)

– گرفتن یا دریافت چیزی

– من فردا لباسم را از خشکشویی می گیرم.

من در ایستگاه یک کپی از روزنامه را گرفتم.

point out (someone or something)

– توضیح یا جلب توجه به کسی یا چیزی

– معلمِ من وقتی به اشتباهاتی که کرده بودم اشاره کرد خیلی مهربان بود.

عبارات مناسب برای مخالفت یا موافقت در رایتینگ ایلتس

put out (something)

– تولید یا ساختن چیزی (یک محصول/ بروشور/ گزارش/ سی دی/ فیلم/کاغذ)

– شرکت هر ماه به کارمندان خبرنامه ارائه می ده.

regardless of (something)

– بدون در نظر گرفتن یا فکر کردن درباره ی چیزی، بدون توجه به چیزی

– صرف نظر از آب و هوا ما می خواهیم فردا صبح بریم ماهیگیری.

right away

– فوری

– “فراموش کردم کتابم را بیارم اما می رم خونه و فوری میارمش.”

rule out (someone or something)

– تصمیم گرفتن برخلافِ یا حذف کسی یا چیزی

– پلیس غیر محتمل شمرد که مرد دزد بانک باشه.

ما تصمیم گرفتیم که دوشنبه را به عنوان روز جلسه مان نپذیریم.

run into (something – a fact/trouble/problems/difficulty)

– تجربه ی چیزی، روبه رو شدن با چیزی

– مکانیک وقتی داشت ماشینمو درست می کرد با مشکل روبه رو شد.

من وقتی داشتم روی مقالم تحقیق می کردم به حقایق جالبی برخوردم.

set up (something)

– برپا کردن چیزی، فراهم کردن پول برای چیزی

– شرکتِ روزنامه پول را فراهم کرد تا مجله ی جدیدِ مرتبط با سفر را راه اندازی کنه.

شرکت موقعیت منحصربفردی را برای آزمایش محصول جدید به وجود آورده.

show up

– ظاهر شدن، رسیدن، حاضر بودن

– “دوستت ساعت چند به مهمانی رسید؟”

so far

– تا الان

– تا الان هیچ کس در ایستگاه تلویزیونی وارد مسابقه ی سخنرانی نشده.

sort of (something)

– تقریباً چیزی بودن، مشابه چیزی بودن، کاملاً چیزی نبودن

– “تمیز کردن آشپزخانه تموم شد؟” “تا حدی، اما نه کامل.”

stick with (something)

– ادامه به انجام کاری، به پایان نرساندن چیزی

– از موقعی که برادرم بچه بود می توانست درس های شیپور خود را ادامه بده.

take advantage of (someone or something)

– استفاده از کسی یا چیزی برای سود خودش

– ما از آب و هوای زیبا به نفع خود استفاده کردیم و به ساحل رفتیم.

take care of (someone or something)

– مراقب بودن یا توجه کردن به کسی یا چیزی

– تو باید مراقب سلامتی خود باشی وگرنه مریض می شی.

take out (something)

– حذف چیزی از جایی، استخراج چیزی

– معلم به ما گفت که کتاب های خود را در بیاوریم.

از یخچال چند پیاز برداشتم.

take over (something)

– کنترل چیزی را به دست گرفتن، بر چیزی سلطه داشتن

– آن شرکت بزرگ می خواهد کنترل بعضی از شرکت های کوچک را در منطقه ی ما به دست بگیره.

آخرین گروه از عبارات مفید برای رایتینگ و اسپیکینگ آیلتس را ببینیم

take place

– روی دادن، رخ دادن

– بازی فوتبال در سردترین روز سال انجام شد.

to the extent that

– تا حدی که، تا آنجا که

– من برنامه ریزی کردم تا جایی که آشنا هستم درباره ی سیاست شرکت جدید اطلاعات کسب کنم.

turn in (something)

– چیزی به کسی دادن، تحویل چیزی به کسی

– من زود به مدرسه رسیدم تا بتوانم مقاله ام را تحویل بدم.

turn out

– پیدا شده یا شناخته شده، اثبات صحت

– مشخص شد که بیشتر از حد انتظارمان افراد به مهمانی آمدند.

up to

– تا، تا حدی مشخص، رسیدن به درجه ای مخصوص

– تا هفته ی قبل من هرگز به باشگاه بولینگ نرفته بودم.

احتمالاً تا سی نفر در جلسه حضور داشتند.

up to (someone) to decide/do (something)

– مسئول انتخاب یا تصمیم گیری برای چیزی

– اینکه جلسه چه زمانی شروع بشه به عهده ی رئیس شرکته.

حالا که این ۱۵۰ اصطلاح ضروری برای نمره ۷ رایتینگ آیلتس را دیده اید، بهترین راه شرکت در آزمون های آزمایشی و شناخت بهتر مهارت های خود می باشد.