اسپیکینگ آیلتس: پیوستگی موضوعی

آموزش آیلتس یک بخش مهم Fluency (روانی) و بهم‌پیوستگیِ ارزیابی شده در امتحان اسپیکینگ آیلتس، کلمات و عباراتی هستند که نقش‌نماهای کلامی Discourse Markers نامیده می‌شوند. اسپیکینگ آیلتس: پیوستگی موضوعی با discourse markers نام آن ممکن است پیچیده به‌نظر برسد اما ایده‌ی آن آسان است:

نقش‌نما‌های کلامی، کلمات و عباراتی هستند که برای جلو راندن مکالمه، رفتن از یک ایده به ایده‌ی بعدی، معرفی موضوعات جدید یا بازگشت به موارد قبلی از آن‌ها استفاده می‌کنیم.

اسپیکینگ آیلتس: پیوستگی موضوعی
اسپیکینگ آیلتس: پیوستگی موضوعی

در اسپیکینگ آیلتس: پیوستگی موضوعی چقدر مهم است و چگونه امکان پذیر است؟

بسیاری از یادگیرندگان می‌دانند که استفاده از نقش‌نما‌های کلامی مهم است اما متوجه نیستند که اغلب این نقش‌نما‌های کلامی، همچنین رفتارها و برخوردهای مختلفی را در جهت ایده‌ای جدید نشان می‌دهند. بیایید به چهار نقش‌نما‌ی کلامیِ متداول و مورد استفاده برای معرفی نقطه نظرات، نگاهی بیندازیم و تلاش کنیم رفتار پشت آن‌ها را مشخص کنیم.

به نظر من In my opinion

واضح است که این اصطلاح برای معرفی عقیده‌ی شما بکار می‌رود، اما نباید فراموش کنید که در عینحال اشاره بر این دارد که شما می‌‌دانید یا انتظار دارید که افراد دیگر با شما مخالفت کنند.

بر سر میز شام:

به نظر من، حفظ یک رژیم سالم راهی مهم برای حفظ تناسب اندام است.

اما چه کسی با چنین ادعایی مخالفت خواهد کرد؟ در پایین مثالی از عبارت به کار رفته شده به‌گونه‌ای مناسب‌تر آورده‌ شده است:

در کتابفروشی:

به نظر من، مکبث بزرگترین تراژدی شکسپیر است. شاید هملت معروف‌تر باشد اما به اندازه‌ی آن جالب نیست.

 راستش را بگویم To be honest

براحتی می‌توان دید که «راستش را بگویم» به این معناست که گوینده می‌خواهد تأکید کند که دروغ نمی‌گوید اما این عبارت چیزهای بیشتری هم شامل می‌شود: ما با استفاده از این عبارت بر صداقت خود در مواقعی که براستی نمی‌خواهیم صادق باشیم، تأکید می‌کنیم. اغلب به این خاطر که قدری احساس خجالت می‌کنیم.

من ده سال است که زبان انگلیسی تدریس می‌کنم اما راستش را بگویم بعضی وقت‌ها فراموش می‌کنم که چگونه لغات ساده را هجی کنم.

یا

شکلات، ترکیبی شیرین و خامه‌ای دارد. راستش را بگویم غذای مورد علاقه‌ی من است.

شکلات، ترکیبی شیرین و خامه‌ای دارد. راستش را بگویم هر روز شکلات می‌خورم.

مثال اول دقیقاً منطقی نیست- از آن‌جا که بسیاری از مردم شکلات را دوست دارند، گوینده دلیلی برای خجالت کشیدن از غذای مورد علاقه‌اش ندارد. اگرچه مثال دوم قدری پیچیده‌تر است: هیچ چیزی مبنی بر اینکه به ما نشان بدهد گوینده خجالت‌زده است وجود ندارد اما وی تصور می‌کند که مخاطبش اعتقاد دارد خوردن شکلات در هر روز کار سالمی نیست. آن اعتقاد مشترک فرضاً خجالت وی را معقول جلوه می‌دهد و کاربرد عبارت را مناسب‌تر می‌کند.

رُک بگویم Frankly speaking

مانند «راستش را بگویم» این عبارت نیز تأکید بر راست گویی شما می‌کند اما باید به خاطر بسپارید که همچنین نشان می‌دهد با وجود اینکه صحبت شما درباره‌ی مسئله‌ای حساس است اما تمایل دارید مستقیم و صادقانه درباره‌ی آن صحبت کنید.

دو همکار در دفتر:

ارائه‌ی جان را دیدی؟ واقعاً به نظر می‌رسید آمادگی ندارد.

رُک بگویم، فکر نمی‌کنم برای کار شایستگی داشته باشد.

تا آن‌جا که به من مربوط می‌شود As far as I’m concerned

این اصطلاح شبیه به «به نظر من» است. از آن برای معرفی یک عقیده استفاده می‌کنیم اما در عینحال نشان می‌دهد که گوینده نظر خود را تنها یک مورد در میان بسیاری عوامل دخیل دیگر در موقعیت می‌داند. این اصطلاح به بقیه نشان می‌دهد که می‌دانیم نظرمان جهانی نیست یا ممکن است اهمیت زیادی نداشته باشد.

وقتی از راننده‌ای دیگر عصبانی هستیم:

یکهو پیچید جلوی من! تا آن‌جا که به من مربوط می‌شود، اگر نمی‌دانی که از چراغ راهنما چگونه استفاده کنی نباید اجازه‌ی رانندگی داشته باشی!

در یک مغازه‌ی فروش آلبوم‌های موسیقی:

تا آن‌جا که به من مربوط می‌شود، «جاده‌ی اَبی» بهترین آلبوم گروه بیتلز است.

برای شرکت در کلاس های آموزش آیلتس تضمینی با شماره های آموزشگاه زبان ایران اکسفورد تماس بگیرید.